لذت انگاری، اصالت لذت (Hedonism) فلسفه اپیکوروس
نظر اپیکوروس این است که تنها چیزی که خوب است لذت است و فلسفه اخلاقی او شامل پند و اندرز برای زیستن معتدلانه ولی لذتبخش است. او لذت را خیر میدانست ولی معتقد بود اگر کسی سخت به دنبال لذت باشد گرفتار درد و رنج خواهد شد. پیش گرفتن راه پسندیده در زندگی یعنی با خوشی زیستن و در عین حال رنج نبردن از پی آمدهای نامطلوب چنین زندگی ای. اگر کسی گرفتار زندگی پر لذتی که به درد و رنج منتهی میشود باشد در اینصورت این زندگی از نظر اپیکوروس یک زندگی بد است. چون بعضی از لذات با درد و رنج همراه هست اپیکوروس لذات را به دو دسته تقسیم میکند:
1) لذات جنبان(در حرکت یا در فعل) (Dynamic): مثل لذات حاصل از شرابخواری، پرخوری، ارضا شهوت جنسی و شهرت که همگی به نوعی به درد و رنج و خستگی و بیماری و پریشانی منجر میشود.
2) لذات بی جنبش(در سکون یا پذیرنده یا انفعالی) (Passive): مثل دوستی
به این ترتیب اپیکوروس طرفدار نوعی زندگی زاهدانه است.
صور لذت انگاری به عنوان یک نظریه فلسفی:
1) لذت انگاری از لحاظ روانشناسی: نظریه ای است که بر حسب آن مردم در زندگی خود واقعا فقط به دنبال لذت هستند و تمام فعالیتها متوجه کسب لذت و اجتبات از درد و الم است.
2) لذت انگاری ازنظر اخلاقی: نظریه ای است که بر حسب آن مردم نه تنها در واقع در جستجوی لذت هستند بلکه علاوه بر آن بایستی چنین کنند زیرا تنها چیزی که خوب است لذت است.
اعتقاد به یکی از این نظریات ایجاب نمیکند که به دیگری هم معتقد باشیم مثلا شخصی ممکن است معتقد باشد که محرک مردم جستجوی لذت است و در عین حال معتقد باشد که آنها نباید در جستجوی لذت باشند. تقریبا مثل عقیده اپیکوروس. او معتقد بود حتی اگر محرک انسانها به دست آوردن لذت باشد، بعضی از لذتها بد است و باید از آنها پرهیز کرد. با این بیان، عقیده اپیکوروس صورت اصلاح شده و اعتدال یافته لذت انگاری اخلاقی و در عین حال موافق شرح روانشناختی آن نظریه است.