امروز دوباره بعد از یه وقفه طولانی و ناراحت کننده تصمیم گرفتم به هر قیمتی شده دوباره بنویسم، وقتی مینویسم احساس زنده بودن میکنم در غیر این صورت با اینکه کار میکنم، راه میرم، غذا میخورم، ورزش میکنم و ... احساس میکنم چیزی کم دارم، انگار وجود ندارم و حتی از بودنم دلگیر میشم. پس باید به هر قیمتی شده بنویسم. آخرین مطلبم درباره کلبیان بود. حالا دنباله مطلب و مذهب رواقی.

مذهب رواقی(Stoicism)

موسس مذهب رواقی زنون(Zeno) است. گفته اند زنون در قرن سوم ق. م در یک رواق (ایوان سرپوشیده) برای مردم درس میگفته و کلمه رواق از اینجا آمده.فلسفه رواقیون هم مانند کلبیان شامل پند و اندرز انسانها برای رسیدن به رستگاری شخصی در یک دنیای خرد کننده است. فلسفه رواقیون را میتوان در این جمله خلاصه کرد که "یاد بگیر که نسبت به تاثیرات خارجی سهل گیر و بی اعتنا باشی!" رواقیون معتقد بودند که خیر یا شر به خود شخص بستگی دارد. افراد دیگر بر امور خارجی که بر انسان موثر است تسلط دارند ولی باید ما نسبت به آن بی اعتنا باشیم، در واقع فضیلت در اراده جای دارد. اگر شخصی اراده ای قوی و خوب داشته باشد و نسبت به رویدادهای بیرونی بی اعتنا و سهل گیر باشد، وقایع خارجی نمیتواند روی شخصیت او تاثیر بگذارد. اپیکتتوس(Epictetus) یکی از بزرگان رواقی نام این شخص را آزادمرد گذاشته است. میتوان با تمرین و ممارست در تاثیرناپذیری و بی اعتنائی نسبت به امور خارجی به رستگاری رسید.

رواقیون به تقدیر معتقد بودند یعنی معتقد بودند که حوادث و وقایع عالم را خداوند به نیکوترین وجهی از پیش طرح و معین و مقدر کرده است. وفضیلت عبارت است از اراده ای که با حوادث و رویدادهای طبیعت هم آهنگ و سازگار باشد. یعنی اگر کسی بتواند بیاموزد که آنچه را که اتفاق می افتد بپذیرد و اگر بتواند بفهمد که همه اینها جز نظم و ترتیبی الهی است که او قدرت تغییر آن را ندارد او صاحب فضیلت است. بنابراین شخص از اندوه و ناامیدی در کوشش برای تغییر جریان حوادث مصون می ماند. و به این ترتیب آدمی به آزادگی میرسد.

مذهب رواقی با مذهب کلبی یک تفاوت اساسی دارد، کلبیان برای رستگاری در عالم و به دست آوردن فضیلت، دریافتند که چون قدرتی ندارند باید از جهان کناره بگیرند اما رواقیون این کناره گیری را ضروری نمیدانند، انسان لازم نیست از اشیا مادی جهان چشم پوشی کند فقط باید نسبت به آنها بی اعتنا باشد مثلا اگر مادیات را از دست داد، نباید احساسش در مورد آن دگرگون شود. بنابراین اگر بتواند این موضوع را بیاموزد دلیلی ندارد خود را از لذت آنها بی نصیب کند.

نتیجه عمده مذهب رواقی این بود که مسئولیت خوب بودن با بد بودن مستقیما به عهده خود فرد قرار دارد نه به عهده جامعه.