مقدمه ای بر فیزیک جدید
چرا به آنها "فیزیک جدید" میگویند؟
چه نیازی بود این موارد از فیزیک کلاسیک جدا شوند و با اینکه بیش از یک قرن از آغاز مطالعه آنها میگذرد، هنوز عنوان فیزیک جدید به آنها اطلاق شود؟
اصلاً در این فیزیک جدید چه خبر است و چه اتفاقی افتاده است که در فیزیک قبل نبوده است؟
و سؤالهای دیگری که کم و بیش برایتان مطرح شده است.
میدانید که فیزیکدانان به بررسی پدیدههای طبیعی مشغول هستند و در این میان یکسری مفاهیم همانند سرعت، دما و غیره تعریف شده و بر اساس آن یکسری قوانین و نظریهها ساخته و پرداخته شده است. بهطور مثال زمانی بر حسب نیاز، مفاهیم نیرو و شتاب و جرم تعریف شد و بر اساس آن قوانین دینامیک تدوین گردید، در زمان دیگر نیازمند تعریف دما شدند و بر اساس آن و تعریف گرما، قوانین ترمودینامیک مطرح شد و هنگامی که دیده شد جریان الکتریکی، میدان مغناطیسی تولید میکند پیوندی بین الکتریسیته و مغناطیس زده شد و بعدها قوانین الکترومغناطیس روی کار آمدند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در تمام موارد بالا و مواردی از این قبیل حرفی از فیزیک جدید مطرح نبود، به این علت که قوانین و نظریههای جدید همچنان بر اساس فرضها و اصلهای قبلی بنا میشد و رفته رفته کوله بار فیزیک کلاسیک پر بار و پر بارتر میگردید. اما در اواخر قرن بیستم فیزیکدانان با پدیدههایی روبهرو شدند که با فیزیک کلاسیک قابل توجیه نبودند. به عبارتی فیزیک کلاسیک با قوانین و نظریههای خود نمیتوانست چگونگی رخ دادن این پدیدهها را روشن کند. بنابراین به دانشی همانند فیزیک کلاسیک ولی با پایه و اساس دیگری نیاز بود. به همین دلیل و به تدریج فیزیک جدید با پایه "نظریه نسبیت" و "نظریه کوانتومی" تدوین شد.
نظریه نسبت که آلبرت انیشتین پایه گذار آن بود به مطالعه پدیدههایی که در سرعتهای زیاد و نزدیک سرعت نور رخ میدهند، میپردازد.
|
|
نظریه کوانتومی که حاصل کار و پژوهش افراد زیادی مثل پلانگ، انیشتین، بور، شوردینگر، هایزنبرگ، دیراک فرمی و پائولی است به مطالعه پدیدههایی اختصاص دارد که در مقیاس کوچک مثلاً در مقیاس مولکولها، اتمها و ذرههای ریز اتمی رخ میدهد.
|
|
|
|
بور
به نقل از سایت مدرسه اینترنتی تبیان |
پلانک
|
پائولی- هایزنبرگ - فرمی
|